نظر علي الطالقاني

259

كاشف الأسرار ( فارسى )

برى همان اثر بينى و همان حاصل چينى . و لكن بعضى هيچ يك را ندارند و بعضى هر سه را دارند و بعضى بعضى را ، مثل اينكه تدبير منزل و سياست مدن نمايد و در تهذيب و تنقيح خود عاجز است و يا اعتناء ندارد و يا اين را نمايد و از آن عاجز باشد و يا تدبير داند سياست نتواند و يا سياست تواند و تدبير نتواند و اگر اندك در خود و در غير سير نمائى همه اين اقسام را آشكار بينى . مطلب چهارم [ اهل رياست ] چون اصناف خلق مانند عناصر چهار است ؛ اهل زراعت كه به منزلهء خاك و اهل تجارت كه به منزلهء باد و اهل قلم كه به جاى آب و اهل شمشير كه مثل آتش است . حال بدان كه منصب رياست و خلعت تربيت به قامت علماء و سلاطين كه اهل قلم و شمشير ايشانند راست آيد و طوق بندگى و زنجير اطاعت با شأن ديگران درست آيد . و خداوند حكيم در سورهء نمل در حكايت بلقيس كيفيت سلوك سلطان و وزراء با همديگر و با سلاطين ديگر تعليم فرموده ، هر كه رياست و مملكت‌دارى مىخواهد تفكر در آن آيات شريفه و مشورت بلقيس با وزراء و سؤال و جواب ايشان و سلوك او با حضرت سليمان نمايد كه چون نامهء حضرت به او رسيد جمع وزراء نمود ما كنت قاطعة امرا حتّى تشهدون 506 فرمود ، يعنى هرگز بىمشورت شما اقدام در كارى نكرده‌ام . پس ظاهر شد كه هر رئيس را به اندازهء رياست او مردمان بىغرض جهان‌ديده ضرور است كه بىمشورت ايشان كارى نكند . ايشان گفتند نحن اولو قوّة و اولو بأس شديد و الامر اليك فانظرى ما ذا تأمرين ، 507 يعنى قوت و شوكت و لشكر ما بسيار است ، يعنى اينكه سليمان ( ع ) نوشته أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ ، 508 نمىرويم و بىجنگ تمكين نمىكنيم . بعد گفتند و الامر اليك يعنى اين رأى ما و لكن حكم جزمى نمىكنيم تا فردا پشيمانى اگر روى دهد مورد سياست و غضب شما نشويم ، حال حكم با خودت . پس ظاهر شد كه وزراء با سلاطين بايد چنين باشند كه رأى خود را بگويند باز حكم را به سلطان بگذارند تا به غضب سلطان گرفتار نشوند . گفت إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها 509 ( الآية ) يعنى اگر بنشينيم و حضرت سليمان با لشكرش بر سر ما بريزند لازمهء آمدن سلطان به جنگ سلطان ديگر افساد بلاد و ذليل كردن اعزّه و اشراف است وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ 510 يعنى رأى شما را نپسنديدم كه بنشينم و مستعدّ جنگ شوم و هم به جنگ او نروم كه باعثى ندارد ، هديه از